الملا فتح الله الكاشاني

26

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

او را از مساكنة با مسكونات و مجاورت با موجودات منع فرمايى و همسايهء روح كه سر است از غيبت بواطن شهودات و حجابات مكاشفات مانع شوى و از همه سزاوارتر آنكه از سر و هو معكم غافل نگردى و چون اختيال و فخر مانع احسانند باقارب و جيران و غير ايشان از اين جهت بعد از اين بر سبيل بدلية از قوله * ( مَنْ كانَ مُخْتالًا فَخُوراً ) * ميفرمايد كه * ( الَّذِينَ يَبْخَلُونَ ) * يعنى دوست ندارد خدا آنان كه بخل ميورزند و ميتواند بود كه موصول با صله منصوب يا مرفوع المحل باشد بر ذم و يا آنكه مبتدا باشد و خبر آن محذوف اى هم احقاء بكل ملامة پس معنى آنست كه آنان كه بخيلى ميكنند به آنچه حق تعالى بايشان عطا فرمود يعنى اخراج حقوق واجبهء آن نميكنند از زكواة و اخماس و غير آن * ( وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ ) * و ميفرمايند مردمان را * ( بِالْبُخْلِ ) * ببخيلى يعنى بمنع از حقوق واجبهء آن * ( وَيَكْتُمُونَ ) * و ميپوشانند از خلق * ( ما آتاهُمُ اللَّه ) * آنچه خدا داده است بايشان * ( مِنْ فَضْلِه ) * از فضل و بخشش خود كه آن غنا است سزاوارند بهر ملامتى و مستحقاند بهر سرزنشى از ابن عباس روايت است كه اسامة بن حبيب و بحر بن عمرو و رفاعة بن زيد كه از يهود بودند انصار را از روى نصيحت ميگفتند كه مال خود را به اين مرد يعنى پيغمبر ( ص ) و ياران مهاجر او نفقه نكنيد كه در اندك روزگارى فرو مانده و محتاج گرديد و مآل كار ايشان معلوم نيست كه بكجا خواهد كشيد اين آيه آمد كه حق تعالى دوست نميدارد اينجماعت را كه بخل ميورزند و مردمان را ببخل امر كنند و صفات و نعوت پيغمبر ( ص ) كه در تورية بايشان انعام كرده‌اند ميپوشند * ( وَأَعْتَدْنا ) * و املا كرده‌ايم * ( لِلْكافِرِينَ ) * براى كسانى كه كافر نعمتاند و اداء حقوق آن نميكنند و اخفاى عطاى الهى مينمايند و به جهت آن پوشاننده نعمت حضرت رسالتند * ( عَذاباً مُهِيناً ) * عذابى خوار كننده كه عذاب دوزخ است وضع ظاهر در موضع مضمر كه اعتدنا لهم است بجهة اشعار است به آنكه هر كه از شأن او بخل است و امر مىكند مردمان را ببخل و كتمان عطاى الهى كافر نعمت است و هر كه كافر نعمت باشد سزاوار عذابى است خوار كننده هم چنان كه خوار ساخته‌اند نعمت او را ببخل و اخفاء و از سعيد بن جبير مرويست كه اين آيه دربارهء كسانى نازل شده كه بعلم بخل كنند و اخفاى آن نمايند از طالبان علم و اولى آنست كه آيه را بر جميع نعم تعميم كنند و از نعم مالى و علمى و غير آن در خبر است كه روزى عمران حصين جامهء قيمتى از خز مصرى پوشيد كه مثل آن يافت نميشد و از خانه بيرون آمد و آن را بمردمان نمود و ديگر پس از آن نپوشيد سبب اين را از وى پرسيدند گفت خواستم كه قول رسول خدا را كار بندم كه فرموده اذا انعم اللَّه على عبد نعمة احب ان يرى عليه چون حقتعالى